تفکر نوع اول ، واقعی ، تحلیلی، منطقی ، استدلالی و انتقادی است. افرادی که تفکر ربع اول را ترجیح میدهند به علومی چون حساب ، جبر، حسابداری، علوم و فناوری علاقمندند و مشاغلی چون مهندسی ، بانکداری ، تحلیل گری، تکنسینی و ... را ترجیح میدهند.
تفکرربع دوم سازمان یافته ، برنامه ریزی شده ، منظم و با پشتکار است. افرادی که ربع دوم را ترجیج میدهند ،دوست دارند که موضوعات مختلف بسیار ساختار یافته و با توالی سازماندهی شده باشند. طراحان، بوروکراتها ، مدیران اجرایی و دفترداران نمایانگر تمایل فکری ربع دوم هستند.
تفکر ربع سوم ، حسی ،احساسی، انسان گرا و نمادین است.این ربع با آگاهی از احساسات ، هیجانات فیزیکی ، ارزشها ، موسیقی و ارتباطات سرو کار دارد. افرادی که تفکر نوع سوم را ترجیج میدهند به موضوعات خاص و کار گروهی تمایل نشان میدهند. معلمان ، پرستاران، مددکاران اجتماعی و موسیقیدانها تمایل شدیدی به تفکر نوع سوم دارند.
تفکر ربع چهارم ، بصری ، کل نگر، نوآور ، خلاق ، تخیلی ، مفهومی ، فضایی ، انعطاف پذیر و شهودی است. این افراد موضوعاتی چون هنر، هندسه و معماری را می پسندند. موسسان، کاوشگران، هنرمندان و دانشمندانی که در تحقیق و توسعه درگیر هستند تمایل شدیدی به ربع چهارم دارند.
در ژانویه 1991 گروهی از دانشمندان به رهبری (روبن گو) از دانشگاه پنسیلوانیا 37 مرد و 24 زن را مورد مطالعه قرار دادند که اکثرا به طور تصادفی انتخاب شده بودند. هر گروه داوطلب، مورد تزریق (گلوکز رادیواکتیو) قرار گرفتند - همان طور که میدانید، گلوکز غذای مغز است - نواحی فعال مغز، نسبت به نواحی که کمتر فعال هستند، گلوکز بیشتری را مصرف میکنند و در نتیجه (رادیواکتیوی) را که منتشر میسازد، با روش PET شناسایی میشود. برای مدت 30 دقیقه، هر داوطلب در یک مکان کاملا آرام و کم نور استراحت کرده و دراز میکشد و در حالی که چشم فرد داوطلب باز است، سر او درون یک تونل که در دیواره آن نقاط حساسی وجود دارد، قرار میگیرد.به داوطلب گفته میشود که استراحت کند، بدون این که هیچگونه فکری او را تحت تاثیر قرار دهد. در این هنگام PET در حال خواندن مغز داوطلب است.نتایج نشان داد که در افراد مختلف در هنگام استراحت نواحی مختلفی از مغز در حال فعالیت است .
بسیاری از داوطلبین اظهار داشتهاند، واقعا در بسیاری از لحظاتی که بر روی آنان آزمایش انجام میگرفته است، در حال فکر کردن بودهاند. اکثر مردان به بازی، یا به کار خود فکر میکردند، اما زنان بیشتر لغات مختلفی را به خاطر میآوردند. همچنان که ملاحظه میکنید، در ذهن مردان - نسبت به زنان - افکار پرتحرک، بیشتر مشهود میباشد. محققان حدس میزنند که قسمتهایی که در اینحالت مشغولند ، در واقع قسمتهایی از مغزند که نوع تفکر فرد را مشخص میکنند. در گروه زنان بیشترین فعالیت در قسمتهای راست مغز متمرکز بود. و در گروه مردان بر قسمتهای چپ.
بیش از یک قرن است که محققان متوجه شدهاند که سمت چپ مغز، مسئولیت کنترل زبان و گویش را بر عهده دارد. نیمکره سمت راست مغز، مرکز احساسات و حرکت است. شاید اگر قدرت بیان در زنان قویتر است، به این دلیل است که آنان همزمان از (نیمکره راست) خود برای درک احساسات و از (نیمکره چپ) برای به کارگیری لغات استفاده میکنند. یعنی بر خلاف مردان که برای صحبت کردن تنها از (نیمکره چپ) خود استفاده میکنند، زنان همزمان دو نیمکره را به کار میگیرند. آنچه مسلم است ، اینست که افراد مختلف در نوع تفکر و چگونگی بکارگیری قسمتهای مختلف مغز متفاوتند.
در تحقیقات دیگری در آمریکا بر روی بیماران دچار صرع انجام شد، مشخص شد افراد راست مغز که قدرت تصورات و قدرت خیالپردازی بالایی دارند راحت تر هیپنوتیزم میشوند و این شیوه برای درمان این بیماران سودمند است. در مقابل افراد چپ مغز با آمادگی بیشتر برای حل مسائل منطقی دیرتر و به سختی هیپنوتیزم میشوند و شیوه فوق برای ایشان نا کارآمد است.گروه دیگری از محققان اثبات کرده اند با تمرینات خاص و انجام فعالیتهای خاص مغزی میتوان از نقاط مختلف مغز استفاده کرد و تواناییهای قسمتهای مختلف را بالا برد.
از نتایج حاصل از تحقیقات بر روی قسمتهای مختلف مغز نه تنها برای انتخاب شغل افراد و شناسایی شایستگی ها و پتانسیلهای بالقوه افراد برای شغل مورد نظر استفاده میشود ، بلکه با شناسایی افراد پیرامونمان چه به عنوان خانواده و چه به عنوان همکار و مشتری میتوانیم ارتباطات موثرتری با آنان برقرار کنیم و میتوانیم Business موفق تری داشته باشیم .
با تشکر از همکار ارجمندم جناب استاد نزاد برای آموختن این مطالب مفید به من
خصوصیات افراد با اعتماد به نفس بالا
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
* برخوردار از مرکز کنترل درونی: غم و شادی آنان وابسته به عوامل خارجی نیست.
* از لحاظ جسمانی، احساسی، ذهنی و معنوی از خود مراقبت میکنند.
* میانه روی را در افکار، احساسات و رفتارهای خویش حفظ میکنند.
* قادر به پذیرش و پند گیری از اشتباهات خود میباشند. قادر به بیان جمله "من اشتباه کردم" میباشند.
* توانایی بخشش اشتباهات خود و دیگران را دارند.
* مسئولیت اداره زندگی خود را بعهده میگیرند.
* تفاوتهای فردی میان افراد را ارج مینهند.
* به نقطه نظرات دیگران گوش میدهند.
* همواره مسئولیت ادراکات، احساسات و واکنشهای خود را بعهده گرفته و هیچگاه آنها را فرافکنی نمیکنند.
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهی دارند.
* همواره در حال پیشرفت و ترقی بوده و از ریسکهای مثبت در زندگی بیم ندارند.
* دارای اعتماد بنفس و خود باوری بوده و به خود ارج میدهند.
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبینی و غرور میباشد.
* از آنکه مورد انتقاد قرار گیرند نمی هراسند.
* هنگامی که از آنان پرسشی میگردد حالت تدافعی بخود نمیگیرند.
* در برابر موانع و مشکلات به آسانی تسلیم نمیگردند.
* نیازی به تحقیر و تمسخر دیگران ندارند.
* از آنکه در کاری شکست بخورند ویا در حضور دیگران نادان بنظر برسند ابایی ندارند.
* هیچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شدید قرار نمیدهد.
* توانایی خندیدن به خود و زیاد جدی نگرفتن خود را دارند.
* به خویشتن و توانایی خودشان ایمان و اعتماد دارند.
* به تصمیم گیری هایشان اعتماد دارند.
* باور دارند که فردی با ارزش، با قابلیت، دوست داشتنی، پذیرفتنی و مهم میباشند.
* نیازی به کمالگرایی ندارند.
* هیچگاه خودشان را با دیگران مقایسه نمیکنند.
* از آنکه دیگران چگونه نسبت به آنان می اندیشند واهمه و نگرانی ندارند.
* نیازی به اثبات و توجیه افکار و عقاید خود به دیگران ندارند.
چگونه اعتماد بنفس خود را افزایش دهید
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ
* آگاه باشید که ارزش شما به عنوان یک انسان بستگی به داشتن وزن ایده آل، زیرکترین و باهوشترین بودن، مشهوربودن، محبوب ترین بودن، سریع ترین بودن، بالاترین نمره و یا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترین بودن، خوش لباس ترین بودن، بهترین خانه و ماشین را داشتن و بهترین دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگی دارد.
* توانایی ها، استعدادها و موفقیتهای خود را جشن بگیرید.
* خود را به خاطر اشتباهاتی که مرتکب گشته اید عفو کنید.
* بروی نقاط ضعف خود تمرکز نکنید. هر انسانی نقاط ضعف خاص خود را دارد.
* با حقوق فردی خود آشنا شده و از آنها پیروی کنید.
* از تحقیر و سرزنش خود دوری کرده و مثبت اندیشی را فرا گیرید.
* خود را بر اساس یک سری استانداردهای منطقی و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهید.
* یاد بگیرید که شما یک انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصمیم گیریهای زندگیتان میباشید.
* بیاموزید که با پشتکار و سماجت قادر خواهید بود به موفقیت دست یابید.
* بیاموزید که شما نیازی به تلاش بی وقفه برای کامل گشتن ندارید.
* خودتان تعیین کننده مفهوم موفقیت باشید
جویا
باورهای منطقی در مورد انتخاب همسر
فرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب میشود. شاید کمتر انتخاب دیگری ممکن است تا این اندازه در طول زندگی زوجها مرکز توجه و بسیار با اهمیت تلقی گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحهی دروان معاشقه (نامزدی) افراد جوان اغلب بی ملاحظه میشوند و مشکلات اساسی را در ازدواج نادیده میگیرند و یا این که آنها را بررسی نمیکنند. علاوه بر این نگرشها و عقاید خاصی در جامعهی ما رواج یافته است که موجب نا امیدی و نارضایتی در فرآیند انتخاب همسر میگردند. در این میان برخی از عقاید و باورها در فرآیند ازدواج و انتخاب همسر غیرمنطقی و محدود کننده به نظر میرسند.
باورها و یا عقاید غیرمنطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر که به عنوان باورهای شخصی تعریف شدهاند:
الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج را محدود میکنند.
ب - تلاش برای پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج را دچار افراط و یا تفریط میکنند.
ج - از بررسی اندیشمندانهی تواناییها و ضعفهای بین فردی و شناختن فاکتورهای قبل از ازدواج که در موفقیت ازدواج مؤثر هستند، جلوگیری میکنند.
د- مشکلات و موانع انتخاب همسر را تداوم میبخشند و گزینههای بعدی برای حل مشکلات را به حداقل میرسانند.
به عنوان مثال یکی از این عقاید محدود کننده میتواند اینگونه باشد که زوجها با این اعتقاد وارد زندگی شوند که تنها عشقشان نسبت به یکدیگر برای غلبه کردن بر تمام مشکلات کافی است.
نگرشها و طرز تفکر منطقی و غیرمنطقی افراد درباره فرایند انتخاب همسر به هنگام ازدواج یکی از فاکتورهای بسیار مهمی است که میتواند ازدواج را با موفقیت یا شکست مواجه نمایند.
آگاه بودن افراد دربارهی نگرشها و طرز تفکر و عقیدهی خودشان دربارهی انتخاب همسر و در پیش گرفتن نگرشی منطقی و واقعبینانه میتواند در داشتن ازدواجی موفق آنها نقش بسزایی داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه ای از شناختها ، باورها، عقاید و واقعیتها (دانستهها) است که حاوی ارزشیابیهای مثبت و منفی (احساسات) باشد.
نُه باور غیر منطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر
موضوعی که به طور وسیع در پیشینهی تجربی که در زمینهی انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر میباشد. از بررسی سوابق موجود در زمینهی نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غیر منطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است.
1 - اعتقاد به اینکه من فقط میتوانم عاشق یک نفر باشم.
شخصی که دارای این عقیده است گمان میکند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما جایی در دنیا همزاد و یا نیمهی دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل میرسد.
این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که باید به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه این دیدگاه به سرانجام میرسد روشن نیست. همچنین شاید این عقیده دعوت به انتظار غیر فعالی باشد برای رسیدن به دقیقه اعجاز برانگیزی که چشمانداز یک ازدواج خوب را نوید میدهد.
2 - همسر کامل
اعتقاد به تفکر که «تا زمانی که فردی کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم». کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.
3 - تکامل خود
کسی که اینگونه فکر میکند و میگوید:«تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم».
این اعتقاد نیز محدود کننده و غیر منطقی است از آن جهت که هیچ کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگی برای ازدواج ضروریست، اما شاید اشخاصی را برای تصمیم گیری درباره ازدواج دچار اضطراب کند.
4 - ارتباط کامل
صاحب این عقیده این چنین میاندیشد:«ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط مؤثری خواهیم داشت».
توجه به فاکتورهای پیش بینی کنندهی پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارتهای حل مشکل و تشابه و همانندی ارزشها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارتها و قابلیتها را داشته باشد عاقلانه است.
با این وجود ، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمیتوان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر میتوان اینگونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمیباشد.
5 - تلاش بیشتر
این اعتقاد با این تفکر شکل میگیرد که من با هرکسی که برای ازدواج انتخاب کنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن که به قدر کافی تلاش کنم.
لارسن (1992) تأکید میکند که تلاش دو همسر برای حل مشکلات و مؤثر ساختن یک ازدواج ، دو فرد بالغ و متفکر را میطلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود. بنابراین کمیدقت در انتخاب همسر در ابتدای ضروری به نظر میرسد.
6 - عشق کافی است
فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید:«عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است». جامعهی غربی عشق رمانتیک را به عنوان شرطی لازم برای ازدواج ارزشمند میشمارد.
در واقع، اشخاص کمیهستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر تواناییهای اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.
7 - همزیستی
این عقیده چنین است: «اگر من و همسر آینده ام قبل از ازدواج با هم زندگی کنیم، شانس وخوشبختی مان را افزایش خواهیم داد».
مرور سوابق همزیستی و موفقیتهای بعدی در ازدواج نشان داده است که افرادی که قبل از ازدواج با هم زندگی میکنند آمادگی بیشتری را برای نارضایتی از زندگی وجدایی دارا میباشند در مقایسه با کسانی که با هم همزیستی نکرده اند.
این ارتباط معمولاً با خصوصیات کسانی که همزیستی میکنند به نسبت کسانی که همزیستی نمیکنند مشکلات بیشتری در رابطه با تعهد دارند و تمایل کمتری برای ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تری نسبت به طلاق دارند.
8 - فرد مکمل و تضاد
در این نگرش شخص اینگونه میاندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد».
اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت میتوانند کامل کنندهی ضعفها و قوتهای یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیشبینی کنندهی موفقیت در ازدواج نشان میدهند که قویترین عامل خوشبختی ، همانندی در ارزشها، نگرشها و خصوصیات شخصی است.
9 - انتخاب باید آسان باشد
این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماند.
چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است بدون آنکه از تفکر محتاطانه آمادگی لازم، یا انجام عملی برای نزدیک تر شدن به هدف ازدواج کمک گرفته شود.
مواردی که عنوان شدند فقط تعدادی از نگرشها و باورهای غیر منطقی افراد نسبت به انتخاب همسر میباشند.
نحوهی نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امری بسیار حیاتی است و همچنین با درک شیوع باورهای غیرمنطقی و محدود کننده درباره انتخاب همسر در میان افراد مجرد زن و مرد، در صورتی که این نگرشها و عقاید نادرست و غیر منطقی افراد تغییر یابند و در جهت صحیح هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواجهای مؤفق در جامعه خواهیم بود.
و همچنین با توجه به مشکل ساز بودن نگرشهای نادرست، میتوان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعلیم دهندگان ازدواج را یاری کرد تا به افراد کمک کنند تا برای ازدواج بهتر آماده شوند.
جویا
موید باشید
چگونه خود و دیگران را ببخشیم؟