سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
خاطرات من
مایه توانگری خردمند، حکمتش و مایه عزّت وی قناعتش باشد . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :7
بازدید دیروز :14
کل بازدید :16469
تعداد کل یاداشته ها : 61
1/3/91
2:7 ع
موسیقی

 





نوشتار حاضر در سه بخش، تحت عناوین زیر سامان یافته است
الف) مدخل بحث


1) از دلایل انحراف در ارتباطات اجتماعی، فقدان مباحث تئوریک و عدم معرفی الگوهای مناسب و قابل تقلید از سوی نخبگان فکری، فرهنگی، حوزوی و دانشگاهی است. این مقاله در یک نگاه عقلی به تعلیل ارتباطات بین دو جنس مخالف پرداخته و با تقسیم مجموعه عوامل به دو دسته «علت» و «دلیل» نکاتی را در رابطه با هر یک به بحث گذاشته است. در انتها نیز برای پیشگیری از خطرات فراراه و چاره جویی مشکلات و دردهای موجود، نکاتی مطرح گردیده است.
2) مجموعه ارتباطات دختران و پسران را می توان در یک دسته بندی دقیق و منطقی، به دو قسم هویت نوعی و صنفی تقسیم نمود:
2-1 ) هویت نوعی و صنفی: هویت هر فرد در یک مبنا به سطح هویت شخصی، فکری و روحی قابل تقسیم است و در مبنای دیگر به دو سطح هویت فردی و جمعی تقسیم می شود (1). در این مقاله هویت به دو سطح نوعی و صنفی تقسیم می شود.
منظور از هویت انسانی(نوعی) آن خصوصیاتی است که دختر و پسر را به عنوان انسان در بر می گیرد و از سایر حیوانات و موجودات متمایز می کند. اما در هویت صنفی (جنسی) به دنبال بیان ممیزات دختران از پسران هستیم.
2-2) زن و مرد در هویت انسانی (نوعی) مشترک اند. وجه ممیز انسان از حیوانات و موجودات دیگر نیز عقل است(2). از نتایج اشتراک دختر و پسر در هویت انسانی آن است که عقلانیت، علم، آگاهی، خلاقیت و نوآوری برای زن و مرد ممکن است. و در این حوزه ها می توانند با هم رقابت کنند و ارتباط داشته باشند.
مدعای دیگر این مقاله آن است که هویت جنسی (صنفی) دختر و پسر و زن و مرد متفاوتند. در نتیجه جسم این دو صنف با هم متفاوت است و رعایت نکاتی در شیوه پوشش و لباس برای هر دو لازم و ضروری است، نگاه آنها فرق دارد و.... بحث حجاب دختران نیز با بحث زیبایی آنها و لزوم حفظ زیبایی و عدم سوء استفاده دیگران از آنها و عدم عرضه ارزان زیبایی زنان قابل توجیه است(3).
2-3) بحث ارتباط دختر و پسر با ارتباط زن و مرد از جهت منطقی، موارد و مصداقها رابطه عام و خاص مطلق دارد.
2-4) مراد از دختر و پسر، ارتباطات دختر و پسر در مقابل والدین و ... یا دختر و پسر خردسال در مقابل هم نیست، بلکه اولا در بحث ارتباط دختر و پسر، جوهره و گلوگاه بحث به هویت جنسی و حوزه افتراقات دختر و پسر باز می گردد و نه هویت انسانی و اشتراکات. ثانیا آنچه در روابط دختر و پسر مسئله ساز و بحران‌آفرین است، روابط آنها حین و پس از بلوغ و عصر مجردی و قبل از تاهل و ازدواج است. (نوجوانی و جوانی)
2-5) تقسیم هویت به انسانی و جنسی اعتباری است. اگرچه نگارنده معتقد است در حیطه هویت انسانی تعامل و ترابط، بلامانع است اما رعایت حدود و قیودی برای اینکه این ارتباطات از آفتها و آسیبها مصون بماند، ضرورت دارد.
ب) علل و دلایل روابط دختر و پسر
هر پدیده از سه منظر قابل توجه و بررسی است؛ مقام توصیف، مقام تعلیل و مقام تجویز و توصیه. رابطه دختر و پسر نیز از هر سه منظر یادشده قابل بررسی و مطالعه است. در مقام توصیف میتوان از وضعیت موجود روابط دختر و پسر توصیفات فراوان ارائه داد، که این روابط گاه حتی به صورت نامطلوب وجود دارد.
در مقام تعلیل باید چرایی ارتباط دختر و پسرمورد مداقه قرار گیرد. تا بر اساس آن ببینیم که در مقام تجویز چه باید کرد. در این قسمت عوامل موثر بر ارتباط دختر و پسر تعلیل می گردد.مجموعا عواملی که به عنوان «متغیر مستقل» می توانند بر مسئله ارتباط دختر و پسر به عنوان «متغیر وابسطه» تاثیر بگذارند به دو دسته «علت» و «دلیل» قابل تقسیم اند:
1) علل روابط دختر و پسر
روابط دختر و پسر، در همه موارد متکی به علاقیت و گزینش و به عنوان گزینه مطلوب نیست ، بلکه در بسیاری از موارد علل دیگری باعث ارتباط دختران و پسران می باشد. مثلا اگر د ر خانواده و یا دانشگاه و ... با محدودیت جدی مواجه باشد ، ممکن است از خانه بگریزد و به هر بزه و جرم تن در دهد و به روابط ناسالم در باندها کشانده شوند. این گونه ارتباطات بیش از آنکه دلیل داشته باشند، علت دارند.
از جمله نیازهای آدمی نیاز تعلق و محبت است اگر دختر و پسر دانشجویی با حضور در تشکل های دانشجویی دیگران او را نپذیرند و دوست نداشته باشند و این نیاز پاسخ مناسب نیابد (خلا عاطفی را هم به این مورد اضافه کنیم ) ممکن است به جنس مخالف پناه ببرد و از این طریق حتی اگر ناصواب باشد پاسخ بگیرد. اینجاست که این ارتباط روابط دختر و پسر بیشتر علت دارد تا دلیل ، و اینجاست که در آسیب شناسی روابط دختر و پسر حتما باید به این نکته که این ارتباطات از کجا منشا گرفته و خاستگاه آن کجاست و در صورتی که به عللی (مثلا خلاء محبت در خانواده، به رسمیت شناخته نشدن در خانواده، اذیت شدن در کنکور، فقر اقتصادی، سخت گیری پدر و مادر، عقده های روانی ایجاد شده در مدارس، خلاء ارایه الگوی مناسب، کم کاری مشاوران تربیتی و روان شناختی آموزش و پرورش و وزارت علوم، برخوردهای متحجرانه و ناپخته نیروهای مذهبی و ...) دختران به پسران و پسران به ارتباط با دختران پناه می آورند آن علل ریشه یابی شده و رفع شود. در غیر این صورت، تا علت هست معلول نیز وجود خواهد داشت.

2) دلایل روابط دختر و پسر
دلایلی همچون تحصیل و دادو ستد های علمی ، نیاز به طرح پرسش و پاسخ ، کمک گرفتن جزوات و منابع درسی ، جهات شغلی و فعالیت های مادی ، همکار شدن دختر و پسر و ... باعث می شود که نتوان به طور کلی به عدم ارتباط کاری و سازمانی یا تحصیل زن و مرد و دختر و پسر حکم داد. البته این مدعا به معنای وجود هر گونه ارتباط لجام گسیخته در محل تحصیل ، دانشگاه و محیط کار نیست. ارتباط دختر و پسر در همه حوزه هاو مصادیقی که به هویت انسانی بر می گردد ، در جهان امروز یک ضرورت است و در دفاع از آن می توان اقامه دلیل نمود. ارتباطی که با آفت زدایی و آسیب شناسی لازم ، حدود و ثغور آن از کارتحصیلی ، به صورت قانونی و حقوق ، مدون و مضبوط شود.
اما حداقل دلیل در ارتباط دختر و پسر و ضرورت آن ، رسیدن به نهاد خانواده از مجرای ازدواج است و این ارتباط البته مربوط به حوزه های هویت جنسی است. پس برای آسیب شناسی این روابط در حیطه های هویت جنسی، چند نکته قابل توجه اند:
اول: ارتباط دختر و پسر برای ازدواج، در صورتی که شرایط ازدواج فراهم نباشد، از سویی باعث هدر رفتن انرژی دو فرد و مانع تحقق آرمان های بلند یک جوان می شود و از سوی دیگر مساله ساز بوده و ممکن است پس از پاسخ منفی یک طرف برای ازدواج، طرف دیگر دچار بحران روحی و فکری شود.
دوم: گر چه ازدواج امری لازم و ضروری است، اما به طی شدن مراحل عادی، شفاف و روشن ( نه ارتباطات مخفیانه و پنهانی) نیاز دارد، در غیر این صورت گاهی دختر و پسر فقط در دامی که از سوی دیگری پهن گردیده می افتد. و ارتباط با جنس مخالف، جز استرس و نگرانی و خطر، چیزی برای او در پی ندارد.
سوم : ارتباط دختر و پسر حتی در حوزه های جنسی، ضرورت و لازم است و حداقل توجیه آن بقای نسل است، اما نکته اساسی آن است که ارتباط و تلذذ جسمی دو جنس مخالف از هم ، فقط به یک فرد و یک جنس مخالف منحصر می گردد و نگارنده با مبنای عشق بین زوجین، ‌با تعدد زوجات مردان به صورت اصل و قاعده مخالف است ( رجوع شود به کتاب مساله زن، اسلام و فمینیسم، ص 184-9 ).
اگر شرایط ازدواج برای دختر و پسری فراهم نباشد ، ارتباط آنها در حیطه های جسمی، نگاه های مریض، حرف های نابجا و... باعث می شود اینگونه افراد حتی پس از ازدواج نیز به این عادات غلط و حرکات نامعقول ادامه دهند، خود و دیگران را دچار خطر و بحران سازند.
چهارم : از جمله دلایل ارتباط دو جنس مخالف، وجود غریزه شهوت در آدمیان است. اما از تفاوت های انسان از حیوانات آن است که انسان علاوه بر غرایز، دارای عقل، اراده، انتخاب، ‌اختیار و... است و این قابلیت را دارد که غرایزش را تعدیل کند، کنترل نماید و جهت دهد(1). پس گر چه در حیطه هویت جنسی نیز ارتباط دختر و پسر مطلقا نفی نمی گردد، ولی به ارتباط بسیار محدود و حساب شده می رسیم که بهترین مجرای آن در جامعه ما، نهاد خانواده است که از مسیر ازدواج میسر می گردد. البته برای چنین اقدامی، دلیل نیز اقامه می کنیم. چنین ارتباطی نیاز بشری و غریزی و درونی است، شرط بقای نسل است، از نیازهای اساسی است و ...
ج) روابط دختر و پسر درمقام تجویز
در این بخش و در مقام توصیه و تجویز، به اینجا می‌رسیم که رعایت چه نکاتی در موضوع ضرورت دارد و حیاتی است تا از آسیبهای احتمالی روابط دختر و پسر، مصون بمانیم. نکات عمده راهکارهای جلوگیری از خطرات و آفات عبارتند از:
1- رعایت بهداشت، نظافت و توجه به آرایش‌ها و پیرایش‌ها، خصوصا برای نسل جوان در اصل مطلوب و لازم است. دختر و پسر به جای اینکه خود را ارزان در معرض دید دیگران قرار دهند، می‌توانند با کسب توانایی‌های علمی، عقلی، روحی، قلبی و با ارائه آثار هنری، مقالات علمی، پیشرفت تحصیلی، تواناییهای رزمی و ... خود را مطرح نموده و با استحکام در جامعه ظاهر شوند. از راهکارهای آفت‌زدایی در تعامل بین دختر و پسر، توجه به نوع پوشش و آرایش و شیوه رفتار و مواجهه با دیگران است و سعی و تلاش بر اینکه خودشان را از طریق صحیح ثابت کنند و روابط سالم دو جنس را با حرکات غلط تخریب نکنند.
2- در ارتباطات سالم بین دختر و پسر که عمدتا مربوط به حیطه‌های هویت انسانی است، ضرورتی به ارتباط پنهانی و تنهایی نیست و برای پرهیز از آسیب‌ها، مناسب است که تعامل علمی، شغلی و ضروری دختر و پسر در انظار جمع و محافل عمومی باشد. حتی ارتباطات در حوزه هویت جنسی که مقدمات ازدواج و زندگی مشترک باشد نیز باید با اطلاع خانواده‌ها و به صورت مشروع، صحیح و قانونی تعقیب شود.
3- از آنجا که در فرهنگ ایرانی و در جامعه ما، دختر آسیب‌پذیرتر از پسر است، لذا عقل اقتضا می‌کند که دختران احتیاط‌ها و دقتهای بیشتری را در تعامل با مردان و جنس مخالف حتی در حوزه‌های هویت انسانی داشته باشند. از سوی دیگر اگر دختران در امور تخصصی، فنی، علمی و ... جنس خودشان را ترجیح دهند (مثلا در صورت وجود پزشک زن، به پزشک مرد مراجعه نکنند) به صورت عمیقی به تثبیت هویت جنسی زنان و تقویت حضور زنان در عرصه‌های مختلف کمک کرده‌اند.
4- در مواردی که ارتباط لازم و ضروری است، باید دختر و پسر از شرم افراطی، هیجان‌زدگی، پرخاشگری و افراط در معاشرت بپرهیزند و با شناخت واقعی از جنس مخالف و نیز با کنترل خونسردی و صلابت شخصیت، برخورد مبتنی بر احترام و اخلاق را با مراعات حدود شرعی از خود بروز دهند. البته کسب این توانایی و بلوغ در معاشرت، با تذکر، آموزش و تمرین این قابلیت، روزافزون می شود.
5- اگر روابط دختر و پسر می‌تواند مطلوب یا نامطلوب باشد، در مقابل مشاهده روابط نامطلوب در ترابط دختر و پسر، سکوت، انفعال، بی‌تفاوتی و یا همراهی، خطرناک و حتی فاجعه‌انگیز است. حال آنکه باید فعال و حساس بود و برای حفظ خود و سلامت روحی خویش، در مقابل روابط ناصحیح دو جنس از مجاری صحیح، عکس‌العمل مناسب نشان دهیم. چه بسا فردی با تذکری به راه صواب بازگردد.
6- دوستی‌های عمیق بین دختر و پسر که به عشق منتهی و به ازدواج ختم می‌شوند، نمی‌توانند محصول روابط خیابانی و دوستی‌های اتوبوسی و دفعی بین دختر و پسر باشد. زیرا برای ازدواج و زندگی مشترک، شناختهای عمیق لازم است که با این دوستی‌های ناصحیح بدست نمی‌آید. از این رو از اینگونه روابط به شدت باید پرهیز کرد.
7- دختران و پسران جوان که می‌خواهند آگاهانه آینده زندگی خود را رقم بزنند و از سویی می‌خواهند منزوی و غیرفعال و غیراجتماعی نباشند، از هر گونه دام و خطر و آسیب بپرهیزند، چرا که بی‌دقتی در ارتباط با جنس مخالف ممکن است به تحصیل، موقعیت شغلی، آبروی فرد، موقعیت اجتماعی و خانوادگی و ... آسیب وارد کند. از این رو بهتر است مجموعه ارتباطات دختران و پسران با دیگران، سطح‌بندی و دسته‌بندی شود که در یک تقسیم «ثنایی» به دو سطح قابل تقلیل است؛
اول، ارتباط با بستگان که خود دو سطح دارد:
الف) ارتباط با محارم (پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، دایی، خاله، عمه و...)
ب) ارتباط با غیرمحارم (پسردایی‌ها، پسرعموها، پسرخاله‌ها و ... و دختردایی‌ها، دخترعموها، دخترخاله‌ها و...)
دوم، ارتباط با غیربستگان از جنس مخالف که خود حداقل دو سطح دارد:
الف) روابط ضروری (مثل روابط شغلی، اداری، تحصیلی و...)
ب) روابط غیرضروری (مثل روابط دختران و پسران در کوچه، محله، پارک، سینما و ...)
نکته مهم آن است که در تعیین حدود و شیوه تعامل بین دختر و پسر، باید به هر چهار سطح توجه داشته باشم تا روابط صحیح از ناصحیح شناخته شوند. شاید بتوان ادعا نمود که بخشی از روابط ناصواب دختر و پسر در جامعه ما، به فقدان اطلاعات صحیح نسل جوان از میزان مجاز بودن یا نبودن، سطوح مختلف افرادی که درمقابل او هستند،‌عدم ارائه آموزش برای مواجهه با جنس مخالف و فقدان نهادهایی برای تربیت نمودن نسل جوان برای تعامل با دختران و یا پسران



10/11/86::: 11:46 ع
نظر()
  





سؤال: تو این دور و زمونه گناه کردن خیلی عادی و رایجه. مردم هم هر گناهی که بخوان می کنند. سؤال من اینه که چرا تو این همه گناه کبیره توجه همه فقط به سمت بی حجابی خانم هاست که تازه گناه کبیره هم نیست. چرا اهالی سرزمین تقوا چشمشون رو روی قتل، رباخواری، شرابخواری، دزدی، کم فروشی، غیبت، ترک نماز و هزار تا چیز دیگه بستن و فقط به این موضوع توجه دارند؟
جواب: یکی از اهداف اصلی تشکیل حکومت اسلامی ، فراهم نمودن زمینه های لازم جهت تکامل و سعادت مادی و معنوی انسان می باشد و در این جهت موظف است هر آنچه در رشد و هدایت جامعه و انسان موثر است را فراهم و از بروز و ظهور موانع جلوگیری نماید . البته فرایند رشد و تکامل واقعی انسان امری است اختیاری و فرد باید با اراده و با تقویت ایمان و عقیده خویش و عمل به احکام الهی بدان دست یابد و حکومت در این زمینه نمی تواند نقش تحمیلی داشته باشد؛ چنانکه قرآن کریم می فرماید : ‌«لا اکراه فی الدین»، اما در عین حال موظف است محیط اجتماعی سالم و بدور از معصیت و گناه و هم چنین سایر لوازم تکامل را فراهم سازد تا فرد در مقابل ارتکاب گناه و باز ماندن از رشد و هدایت هیچ گونه عذر و بهانه ای نداشته باشد. در نگاه قرآن، پرداختن به مسائل اجتماعی، اصلاح امور جامعه و برقراری مناسبات عادلانه، از اهداف نبوت و از تعالیم اساسی دین است.«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ»(حدید ، آیه 25) «به راستی که پیامبران را با پدیده های روشن گر فرستادیم و همراه آنان کتاب و میزان نازل کردیم، تا مردم به دادگری برخیزند و آهن را که در آن نیروی سخت و سودهای فراوان برای مردم است، پدید آوردیم».«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ » (نحل ، آیه 36) «و به راستی در هر امتی، پیامبری فرستادیم که خداوند را بندگی کنید و از پیروی طاغوت دوری جویید» .این قبیل آیات و نمونه های متعدد دیگر بیانگر مسئولیت حکومت و جامعه در قبال اصلاح جامعه می باشد و در این راه موظف است نهایت سعی و تلاش خود را به کار ببرد به هیچ وجه نمی توان به صرف فراگیر شدن برخی گناهان از نظام اسلامی انتظار داشت که از انجام کارویژه خود در جهت مقابله با مظاهر فساد در جامعه ، خودداری نماید.
البته موضوع مهم دیگری که در زمینه برخورد حکومت با مرتکبان گناه مهم است تفکیک میان گناهانی است که نمود و اثر کاملا آشکاری در جامعه دارد- و وجود آنان علاوه بر تظاهر آشکار به نفی قوانین و مقررات الهی موجبات ارتکاب سایر معاصی را نیز فراهم می آورد - با سایر گناهانی که از چنین ویژگی و آثاری برخوردار نمی باشند. بر این اساس نظام اسلامی علی رغم اینکه موظف به برخورد با همه گناهانی که آثار اجتماعی دارند می باشد اما مواجهه با این قبیل گناهان (قسم اول) نیازمند توجه و برخورد شدید تر است.
واقعیت این است که نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت اسلامی و انتظاری که جامعه اسلامی از آن دارد به تناسب امکانات خویش تلاش می نماید تا زمینه های رشد و ترقی مادی و معنوی جامعه را فراهم و با مظاهر گناه و تجاوز کنندگان به قوانین الهی برخورد نماید . البته به هیچ وجه مدعی نیستیم در این زمینه کاملا موفق بوده ، اما این چنین نیست که تنها برخورد با گناه را در بدحجابی محدود و از برخورد با مرتکبین سایر گناهان چشم پوشی نموده باشد ؛ کافی است شما سری به محاکم قضایی بزنید تا با دیدن پرونده های متعددی که مربوط به سایر گناهان است ، واقعیت امر روشن شود و حتی در مقابل برخی معتقدند نظام اسلامی آن گونه که لازم است در مقابل بدحجابی شدت عمل ندارد ؛ که البته در پاسخ باید گفت که بی حجابی و بدحجابی علاوه بر راهکار فیزیکی ، راهکار فرهنگی و اجتماعی نیز دارد که توجه جدی به آن می تواند نقش اساسی در حل این معضل ایفا نماید.
در ادامه جهت تبیین دقیق موضوع توضیحاتی در زمینه چرایی برخورد نظام اسلامی با پدیده بدحجابی آورده می شود:

نظام اسلامی و بدحجابی
از آنجا که انسان موجود اجتماعی است، جامعه بزرگی که در آن زندگی می کند، از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب می شود. پاکی جامعه به پاکی او کمک می کند و آلودگی آن، به آلودگی اش می افزاید! روی همین اصل در اسلام با هر کاری که جو جامعه را مسموم یا آلوده کند به شدّت مبارزه شده است؛ چرا که گناه، همانند آتش است. هنگامی که در نقطه ای از جامعه این آتش روشن شود، بکوشیم آن را خاموش یا محاصره کنیم. اما اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطه ای به نقطه دیگر ببریم و یا آن را به حال خود واگذاریم، حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر بر کنترل آن نخواهد بود! از این گذشته عظمت گناه در نظر مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی های خود سد بزرگی در برابر فساد است. اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع، این سد را می شکند و گناه را در اذهان کوچک و آلودگی به آن را ساده می نماید. بر همین مبنا حکومت اسلامی، موظف است جلوی منکرات را بگیرد. این به معنای تحمیل به حجاب نیست؛ بلکه نوعی واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماری های روانی و معنوی است. در جامعه اسلامی همه وظیفه دارند به بهداشت روانی و سلامت روحانی توجه کنند. این همان امر به معروف و نهی از منکر و نظارت ملی است. حاکمان اسلامی موظف اند موانع رشد فضایل انسانی را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازی برای سلامت روانی جامعه است و در زمان پیامبر و امام علی(ع) نیز هرچند زنان بدحجاب وجود داشته؛ اما قرآن با این پدیده برخورد کرده است، به دنبال آن دیگر آنها نمی توانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند؛ حتی اقلیت های مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بوده اند.
در آیات 31 سوره «نور» و 34 و 59 سوره «احزاب» کیفیت رفتار اجتماعی زن مورد توجه قرار گرفته است. نیز از آیات امر به معروف و نهی از منکر می توان استفاده کرد که جلوی هر گونه منکر و زشت، باید ایستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد.
در هر صورت هنجارهای دینی در جامعه را باید به اجرا گذاشت و نمی توان تنها به عقیده و میل مردم اکتفا کرد. فکر کنید چقدر از مردم حاضرند با میل و رغبت و از روی اعتقاد، از رشوه گرفتن و اختلاس اجتناب کنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با میل و رغبت احتراز نمایند تا آنها را آزاد گذاشت که در عمل هم با میل و رغبت وظایف خویش را اجرا کنند!؟ این موضوع منحصر به کشور ما نیست. در هر کشوری یک سلسله دستوراتی است که به اجبار آنها را به اجرا می گذارند. در کشوری مثل فرانسه ـ که آن را مهد آزادی می شمارند ـ چگونه به اجبار دختران را وادار به بی حجابی می کنند تا به مدرسه یا دانشگاه راه یابند! تفاوت در جامعه اسلامی و غیراسلامی در نوع هنجارها است؛ نه چگونگی برخورد با آنها.
بسیاری از حکمت ها و فلسفه های حجاب امروزه روشن شده است؛ از جمله:
1. پوشش امری غریزی و فطری برای بشر است. کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسئله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند.
2. مستور بودن زیبایی ها و جاذبه های جنسی زن و مرد، آنها را از معرض دید و طمع ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت می کند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تأمین می کند.
3. برهنگی راهبر به سوی بی بند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد:
3ـ1. گسترش فساد و ناهنجاری های اجتماعی،
3ـ2. شیوع بیماری هایی چون سفلیس سوزاک ایدز و...،
3ـ3. سست شدن پیمان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و فزونی عقده های روحی در کودکان،
3ـ4. زیاد شدن فرزندان نامشروع.
اینها و ده ها مشکل اجتماعی دیگر، عواقب شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته است و ستاره تمدنش را به افول می کشاند تا آنجا که حتی فریاد متفکران ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. اما مکتب گران قدر اسلام در پرتو هدایت های نورانی اش (همچون حجاب) از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیب های بی شمار قرار داده است. از همین رو است که استعمارگران برای تخدیر جوانان و در بند کشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش، از بی حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می جویند.
در هر صورت، موضوعاتی نظیر حفظ نظام اجتماعی، بقای نسل و خانواده، تأمین سلامت فکری و روحی ـ روانی افراد جامعه و فراهم کردن بستری مناسب و محیطی سالم برای پرورش و تکامل مادی و معنوی انسان و بالآخره پرهیز از عواقب شومی که جوامع دیگر به دلیل رعایت نکردن این قبیل محدودیت ها گرفتار آن شده و یا در آن دست و پا می زنند و... نظام اسلامی را ملزم به اجرای این حکم ارزشمند الهی کرده است.  و البته در کنار برخورد موثر و استفاده از راهکارهای فیزیکی و فرهنگی برای زدودن این معضل از جامعه اسلامیمان با سایر مظاهر گناه و مرتکبان آن نیز تا انجا که توانایی داشته باشد برخورد می نماید
.


4/11/86::: 11:15 ص
نظر()
  
ارتباط حجاب زنان با غده هیپوفیز!










آفتاب: رییس دانشگاه ‌الزهرا می‌گوید داشتن حجاب از دیدگاه فیزیولوژیکی امری ضروری و لازم است. «شکوفه گل خو» رئیس جدید دانشگاه الزهرا که جانشین زهرا رهنورد شده است، در نخستین هم اندیشی جشنواره دختران آفتاب بااشاره به آیات ? ???و ? ???سوره نور در قرآن مجید افزود: در دین مبین اسلام با دلایل ثابت شده فیزیولوژیکی، حجاب و پوشش زنان اهمیت ویژه‌ای یافته است.
به گزارش سایت آموزش نیوز، وی گفت: دراسلام حجاب و پوشش برای زنان و فرو گرفتن نگاه برای مردان واجب شده است زیرا یکی از دلایل این امر تاثیر تصاویر تحریک‌کننده بر غده هیپوفیز مردان و فعال نمودن آن است.
گل خو گفت:از نظر علمی با توجه به مقایسه سیستم‌های تولید مثل مردان و زنان و فعال‌تر بودن آن در مردان و با توجه به‌اینکه این سیستم‌ها تحت تاثیر هیپوفیز در مغز است می‌توان نتیجه گرفت که تصاویر تحریک‌کننده از طریق بینایی بر هیپوفیز مردان به شدت تاثیر گذاشته و آن را فعال می‌نماید. استاد دانشگاه‌ الزهراافزود: پوشش مناسب برای زنان علاوه بر ایجاد مصونیت برای آنها باعث جلوگیری از تحریک مردان می‌شود.

__________________

به دست فراموشی سپرده شده

  
مدیرکل دفتر امور زنان آموزش و پرورش: حجاب با خاصیت بیولوژیکی انسان سازگاری دارد!



مشاور وزیر و مدیرکل دفتر امور زنان آموزش و پرورش گفت : هدف اصلی حجاب دور شدن از پلیدی‌ها و منفعت برای زنان جامعه است.
به گزارش خبرنگار مهر، مهری سویزی شامگاه یکشنبه در همایش عفاف و حجاب در جمع فرهنگیان مازندان در سالن هلال احمر ساری افزود : حجاب و حیا آن قدر به انسان نزدیک است که بر ‌اساس پژوهش‌های انجام شده با خاصیت بیولوژیکی انسان سازگاری دارد.
وی لباس و پوشش را زبان یک ملت دانست و اظهار داشت : لباس و پوشش نماد فرهنگ و تمدن یک جامعه به حساب می‌آید و در فرهنگ ملل نطق بسیاری برای گفتن دارد.
سویزی با اشاره به اینکه دشمنان برای آن که یک ملت را از درون نابود کنند با ترویج بی‌بند و باری و پوشش‌های ناهمگون سعی در ضربه زدن به آن را دارند، تصریح کرد :‌ آزادی اندیشه زنان جامعه با تبیین درست عفاف و حجاب امکان‌پذیر است.

  
احساس دختران آمریکایی درباره حجاب



بر اساس تعابیر دختران مسلمانی که در ایالات متحده زندگی می کنند، حجاب مانعی برای سهم فعال آنها در جامعه و لذت بردن از زندگی آنها ایجاد نمی کند، بلکه منبع قدرت، غرور و ابزاری برای اشاعه اطلاعات صحیح درباره دین اسلام محسوب می شود که همواره دچار سوء تعبیر است


طی سالهای اخیر، گفتگو درباره حق زنان مسلمان برای پوشیدن حجاب در اماکن عمومی از موضوعات و بحثهای داغ غرب بوده است. فرانسه با توصیف حجاب به عنوان یک نماد دینی و عدم پوشش الزامی، آن را در مدارس دولتی خود ممنوع و به مناقشه سال 2004 دامن زد. مدت کوتاهی پس از آن سایر کشورهای اروپایی به ویژه آلمان از فرانسه پیروی کردند، به طوری که در حال حاضر در هشت ایالت این کشور پوشش حجاب در مدارس دولتی ممنوع شده است، اما در ایالات متحده داستان جداگانه ای روایت شده است.


اکثر دختران محجبه اعتقاد دارند که حجاب برای آنها انزوا نیاورده است، بسیاری از آنها می پذیرند که حجاب خط تمایزی میان آنها و دوستان غیر مسلمانشان تلقی می شود اما هیچکدام به منزوی شدن اعتقدادی نداشته و استدلال می کنند که هیچ دلیلی برای احساس انزوا وجود ندارد.

نورحبیب اعتقاد دارد رفتار و کردار فرد است که می تواند به انزوای وی از سایرین منتهی شود، من اعتقاد دارم که انزوا به نوعی یک انتخاب تلقی می شود و اگر فرد انزوا را انتخاب نکند ، منزوی نخواهد شد.

این در شرایطی است که بسیاری از دختران محجبه مسلمان استدلال می کنند که قدرت آنها به پیوندهای محکم خانوادگی و فعالیت گروه های حامی حقوق مسلمانان نیز ارتباط دارد که تلاش می کنند با چالشهای زندگی اسلامی در غرب مبارزه کند و در این میان نمی توان نقشی که مساجد برای جذب جوانان و هدایت معنوی آنها برعهده دارد با نادیده گرفت.

اغلب دختران محجبه از حجاب خود برای اصلاح اطلاعاتی که درباره اسلام وجود دارد استفاده می کنند، چرا که حتی در مدارس آنها بسیاری از دانش آموزان درباره اسلام بی اطلاع هستند و از آنها درباره حجاب سؤال می کنند و به این حقیقت که حجاب انتخاب زن مسلمان بر اساس آموزه های اسلام است پی می برند و باور نادرستی که مدعی نادیده گرفتن حقوق زن در اسلام و اجبار پوشش حجاب وجود دارد از بین خواهد رفت.

[url

  
داشتن حجاب از دیدگاه فیزیولوژیکی لازم است



به گزارش روز چهارشنبه روابط عمومی کمیته جشنواره دختران آفتاب دکتر " شکوفه گل خو " بااشاره به آیات ? ???و ? ???سوره نور در قرآن مجیدافزود: در دین مبین اسلام با دلایل ثابت شده فیزیولوژیکی، حجاب و پوشش زنان اهمیت ویژه‌ای یافته است .

وی گفت: دراسلام حجاب و پوشش برای زنان و فرو گرفتن نگاه برای مردان واجب شده است زیرا یکی از دلایل این امر تاثیر تصاویر تحریک‌کننده بر غده هیپوفیز مردان و فعال نمودن آن است .

گل خو که در نخستین هم اندیشی جشنواره دختران آفتاب سخن می‌گفت: با اشاره به برخی دلایل ثابت شده علمی و دینی در خصوص حجاب زنان افزود: از آنجایی که رعایت حقوق اجتماعی افراد از دیدگاه اسلام بر هر فردی لازم است حضور زنان و مردان در اجتماع به طور مساوی مورد توجه قرار گرفته و هیچ گونه محدودیتی از نظر حضور زنان در اجتماع وجود ندارد.

وی گفت:از نظر علمی با توجه به مقایسه سیستم‌های تولید مثل مردان و زنان و فعال‌تر بودن آن در مردان و با توجه به‌اینکه این سیستم‌ها تحت تاثیر هیپوفیز در مغز است می‌توان نتیجه گرفت که تصاویر تحریک‌کننده از طریق بینایی بر هیپوفیز مردان به شدت تاثیر گذاشته و آن را فعال می‌نماید.

استاد دانشگاه‌الزهراافزود: پوشش مناسب برای زنان علاوه برایجاد مصونیت برای آنها باعث جلوگیری از تحریک مردان می‌شود.


  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ سلام ودرود به همه دوستان خوب وعزیزم تازه از یک آنفلونزای وحشتناک رهاشدم وقدر نعمت سلامتی راخیلی بیشتر از قبل دانستم انشاءالله همبشه سالم باشید
+ ادامه جند تا ازکم هزینه ترین راههای لذت بردن 10- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم. 11-- زیر باران راه برویم 12- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم . 13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم. 14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم. 15- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم! 16- از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم
+ چندمورد از کم هزینه ترین لذت های دنیا 1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. 2 - سعی کنیم بیشتر بخندیم. 3- تلاش کنیم کمتر گله کنیم. 4 - با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم. 5 - گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم. 6 - بیشتردعا کنیم. 7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم. 8- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم. 9- لذت عطسه کردن را حس کنیم.
+ شادی شما عزیزان را آرزومندم